برگ نخست > سخنسنجی و ادبیات > رمان ضحاک شاهمار
رمان ضحاک شاهمار
ولادیمیر مدودوف - اِما لاوین
5 فوريه/16 بهمن 1404,

رمان برشی از جنگ داخلی در تاجیکستان است در سالهای نخست دهه ۹۰ میلادی. سرگذشت مردم کوهستانی بدخشان ( دروازه) است و از آوار شدن تباهی بر مردم تاجیکستان به هنگام این جنگ سخن میگوید. مردمی که برخلاف همه آوازهگریهای رهبران اتحاد جماهیر شوروی دربارهی انسانهای طراز نوین در «سوسیالیسم واقعا موجود»، بسیاریشان نماد طراز فرومایگیهای و ناانسان بودن هستند.
همیشه پی بردن به چرایی ترس و هراس همگانی تاجیکستانیها از جنگ داخلی یکی از پرسشهایم دربارهی این کشور بود. کتاب «ضحاک شاهمار» به شیواترین گونهای پرده از چرایی این هراس برداشته است و همزمان از چرایی در قدرت ماندن امامعلی رحمان «بنیانگذار صلح و اتحاد ملی و رهبر ملت»! با تکیه بر تباهی جنگ داخلی و آوازهگری هراسافکنانه از پیامدهای آن.
ضحاک شاهمار، نوشتهی ولادیمیر مدودوف Vladimir Medvedev است که اِما لاوین Emma Lavigne به فرانسه برگرداننده و انتشارات سیاه روی سفید Noir sur Blanc در سال ۲۰۱۹ آن را منتشر کرده است. نویسنده در تاجیکستان و در خانوادهای روس و تاجیک بدنیا آمده و بزرگ شده است. به زبان فارسی تاجیکی، آشنایی کامل دارد و سالها دربارهی جنگ داخلی تاجیکستان کاووش کرده است. این رمان تاریخنگارانه را شاید بتوان همزمان، نخستین گزارش جامعهشناسانه از نخستین جنگهای داخلی در کشورهای جدا شده از اتحاد جماهیر شوروی نامید.
رمان برشی از جنگ داخلی در تاجیکستان است در سالهای نخست دهه ۹۰ میلادی. سرگذشت مردم کوهستانی بدخشان ( دروازه) است و از آوار شدن تباهی بر مردم تاجیکستان به هنگام این جنگ سخن میگوید. مردمی که برخلاف همه آوازهگریهای رهبران اتحاد جماهیر شوروی دربارهی انسانهای طراز نوین در «سوسیالیسم واقعا موجود»، بسیاریشان نماد طراز فرومایگیهای و ناانسان بودن هستند.
جنگ داخلی زخمهای عمیقی را باز میکند که تا آن زمان در تن و جان انسانهای درمان نشده پنهان بودند.در نبود فضای گفتوگو و دمکراسی، در جنگ هز زخمی زخم عامل زخم خود را زخمی دیگری میداند. اینگونه هر گروه و حزب بخشی از شیادان و آدمکشان را نیز در کنار اعضای خود گرد میآورد. آنها که برای سودحویی از وضعیتی تباه آمدهاند و میدانند انسان زخمی در جنگ مداوا و رهایی از این درد را زخمی کردن دیگری میداند.
ضحاک شاهمار، نامی نهاده بر یکی از شخصیتهای رمان، بهترین معرف هیولاهای نومانکلاتورا حزبی است که هم در پیش چون کادرهای حزب کمونیست و پس از فروپاشی شوروی اینبار چون مافیای ضد کمونیست بر سر مردم آوار شد. ماموریت شاهمار با حمایت برخی از رهبران «ملی»، کاشت و فروش تریاک و تامین هزینههای جنگ است. جنگی که در اصل قربانی کردن مردم در نبرد ِ کسب قدرت و تامین منافع مالی و سیاسی افراد و احزاب است. در این جنگ انسانهایی صادق و ساده به هیولاهای بیاحساس بدل میشوند که برای هدفهای سیاسی، هر جنایتی را توجیه میکند. همه این افراد در کنار هم فاجعهای را میآفرینند تا مردمی ساده و صمیمی را با نشان ِ قوم و زبان به کشتار یکدیگر وادارند. ساختار رمان شگفتآور است. رمان از زبان نه شخصیت روایت میشود، هر کدام با نگاه و زبان خود داستان را پی میگیرند.
نویسنده با رفتن به ژرفنای هر شخصیت، خاستگاه پیچیگیها و دوگانگیهای شخصیتی این مردمان را مینمایاند، اما روایتهای جداگانه به انسجام رمان لطمه نمیزند. کار تحقیقی ولادیمیر مدودوف رخداد ِ روز را با پیشینه تاریخی آن سرزمین به هم پیوند میزند تا روایتی پرحادثه اما نه قهرمانپرورانه را از جنگ داخلی و تباهی آن تصویر کند.
اِما لاوین دوست من و همکار سابقم در گزارشگران بدون مرزو همیار دفتر اروپای شرقی این سازمان بود. کتاب با آنکه سالها پیش در روسیه منتشر شده است، اما نخستین بار بهدست اِما لاوین ترجمه شده است. برگردان اِما از روسی به فرانسه تنها یک ترجمه نیست، فزون بر چیرهدستیاش بر دو زبان مبدا و مقصد، در جایگزینی خلاقانه واژههای تاجیکی که در کتاب کم هم نیستند، زبردستی استادانهای دارد. جایزهی پیر فرانسوا کایه Pierre-François Caillé، جامعه ی مترجمان فرانسه (SFT) با آزمون مدرسه عالی مترجمان در سال ۲۰۲۰ برای این ترجمه به اِما لاوین اهدا شد.
امیدوارم روزی این کتاب به فارسی ترجمه شود و در دسترس فارسی / دری زبانان قرار گیرد. آنچه ولادیمیر مدودوف از جنگ داخلی تاجیکستان که نخستین جنگ داخلی در کشورهای مستقل شده از شوروی بود به تصویر کشیده است، سالهای پسین در چندین کشور دیگر اروپای شرقی تجربه شد؛ و هنوز داستان برجاست، دو رفیق و دو همسایهی که سالها در کنار هم بودند، در فردای جنگ، نه تنها به تن زنده که به پیکر مردهی همدیگر نیز رحم نمیکنند.