برگ نخست > روزنامه‌نگاری، رسانه > نقش رسانه و روزنامه‌نگار در جنبش‌های انقلابی

رسانه و انقلاب

نقش رسانه و روزنامه‌نگار در جنبش‌های انقلابی

18 ژانويه/28 دی 1404,

از پیدایش مطبوعات چاپی تارسانه‌های نوپیدای اینترنتی و شبکه‌های اجتماعی، رسانه‌ همواره در انقلاب جایگاهی بی‌همتا داشته است. و ایفای این نقش هر بار بحث‌برانگیزتر شده است. رسانه‌ بستر ژرفایی انقلاب و انقلاب بستر گسترش رسانه است. آن‌جا که قدرت برآمده از انقلاب بی‌راهه برگزیده است، در واپس‌نشینی‌اش ازآماج‌های انقلاب و گام نخست از آزادی‌های بنیادین، رسانه‌‌های آزاد و مستقل را از میان برداشته است. رسانه‌های آزاد واطلاع‌رسانی مستقل هماره بارآور بالندگی انقلاب و روشنگر راه به‌روزی بشر بوده‌اند. این جستار نگاهی گزیده‌وار به نقش رسانه و روزنامه‌نگار در انقلاب‌ است.

پویایی مطبوعات در انقلاب : آمریکا، فرانسه، ایران
راست این است که نخستین جهش‌ها برای مطبوعات و آزادی بیان، پیش از فرانسه در آمریکا به انجام رسید. در بهار ۱۷۷۵ و آغاز انقلاب آمریکا، مطبوعات نقش شتاب‌دهنده در مقاومت ایالات مستعمره‌‌ی بریتانیا ایفا کردند. در آن سال در آمریکا تنها ۳۷ روزنامه وجود داشت این شمار تا پایان جنگ (۱۷۸۳) به ۱۰۰ روزنامه رسید. این روزنامه‌ها، از آن میان پنسیلوانیا ژورنال، به ابزارهای واقعی برای ترویج میهن‌پرستی و آزادی‌خواهی تبدیل شدند و سیزده مستعمره را علیه پادشاهی بریتانیا متحد کردند. در سال ۱۷۷۶، این جنبش رسانه‌ای با اعلامیه استقلال به اوج خود رسید و شورش را به جنگی آزادی‌بخش ملی تبدیل کرد. روزنامه‌ها تنها به گزارش‌گری واقعیت‌ها بسنده نمی‌کردند، که همزمان هویت ملت ِ نویی را شکل می‌دادند که به سوی استقلال گام برمی‌داشت. پس از سال ۱۷۷۶، دیگر مطبوعات تنها ابزاری برای جنگ علیه بریتانیایی‌ها نبود، که بستری برای روشنگری سیاسی شدند تا شهروندان را به پذیرش قانون اساسی متقاعد کنند. همین کار فکری و آگاهگرانه‌ی مطبوعات بود که نخستین اصل قانون اساسی (۱۷۹۱) آزادی مطبوعات را قانونی و تضمین کرد و بانی رشد و گسترش آن شد.

اما پیدایش روزنامه به معنای مدرن آن در دهه‌ی هشتم ِ قرن هجده و هم‌زمان با انقلاب فرانسه شکوفا شد. در سال ۱۷۸۸، یک سال پیش از انقلاب کمتر از ۳۰ نشریه مجاز وجود داشت که همگی تحت سانسورنظام سلطنتی بودند. بیشتر نشریه‌های علمی، ادبی یا خبرنامه‌های رسمی بودند چون لا گازت (La Gazette) که تنها روزنامه‌ی مجاز برای پوشش اخبار سیاسی و رویدادهای دربار سلطنتی بود. سانسور درباری به ویژه روزنامه‌های سیاسی را که شماری از آن‌ها شب‌نامه‌های مخفی بودند، با تنگناهای پُرمخاطره روبرو می‌کرد. بسیاری از این روزنامه‌ها در سال انقلاب ۱۷۸۹ به ابزارهای برای بسیج و بحث عمومی تبدیل شدند. انقلاب با پایان دادن به سانسور و با انتشار اعلامیه حقوق بشر و شهروندان به تاریخ ۲۴ اوت ۱۷۸۹ «ارتباط آزاد اندیشه‌ها و آزادی انتشار باورها» را قانونی کرد. شمار روزنامه‌ها به گونه‌ای جهشی افزایش یافت به گفته‌ی تاریخ‌نگاران انقلاب فرانسه، در سال‌های ۱۷۸۹ تا ۱۷۹۲، بیش از ۱۳۰۰ روزنامه در پاریس و شهرستان‌ها پدیدار شدند. مطبوعات نقشی محوری درپیدایی ایده‌های انقلابی، نقد نهادها حکومتی و شکل‌گیری باورهای مردمی ایفا کردند. اما بازگشت تدریجی سانسور پس از انقلاب و در سال‌های ترور و سپس به قدرت رسیدن بناپارت و آغاز امپراتوری‌اش، مطبوعات روشنگر سخت در تنگنا‌ قرار گرفت. ناپلئون سنت سرکوب شاهانه را دوباره زنده و گسترش داد. در سال ۱۸۰۰، تنها حدود بیست عنوان از آن مطبوعات پویا در پاریس باقی ماند.

نقش انقلاب در گسترش رسانه‌ها از جنگ استقلال و انقلاب فرانسه آغاز شد، اما هرآن‌‌جا که دگرگونی و انقلاب روی داده است، پُرشمار شدن رسانه‌ها را در پی داشته است. «به هنگام صدور فرمان مشروطیت تنها ۲۰ روزنامه و نشریه در ایران منتشر می‌شد، اما در پی اعلام این فرمان در اندک زمانی، ۹۲ نشریه در سراسر کشور، منتشر می‌شد» در انقلاب ۱۳۵۷ از مهرماه تا یک سال پس از انقلاب روزنامه ها دست‌کم ده‌ها برابر شدند. وزارت ارشاد دولت موقت در خرداد و در مرداد ۱۳۵۸ به ترتیب تنها ۳۳ و ۴۱ روزنامه‌ و هفته نامه را توقیف کرد. «در بهار ۱۳۵۹ بیش از ۲۰۰ نشریه در ایران منتشر می‌شد، اما در فروردین ۱۳۶۰ بود که وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی به چاپخانه‌ها اعلام کرد از چاپ روزنامه‌ها و مجله‌های «فاقد اجازه» خودداری کنند. چنان که در اواخر بهار ۱۳۶۰ تنها چهار روزنامه - «جمهوری اسلامی» و «صبح آزادگان» در نوبت صبح و «کیهان» و «اطلاعات» در نوبت عصر منتشر می‌شدند.»

سرعت و انتشار روزانه‌ی نشریه دستاورد انقلابی روزنامه‌نگاری بود. سرعت در خبررسانی کنشی بود به شتاب رویدادهای روزانه‌ی انقلاب برای برانداختن نظم کهن و برپایی نظمی نو. «روزنامه» نوآفرینی انقلاب بود تا هر روز برای اطلاع‌رسانی و روایت‌گری روزنگارانه‌ی رخ‌دادها منتشر شود.

سوگیری یا ناسوگیری رسانه و روزنامه‌نگار در انقلاب
پرسمان ناسوی‌گیری رسانه‌ها هر چند همیشه مهم و پیش کشیده می‌شود، اما در دوره‌های انقلابی است که به پرسمانی کانونی تبدیل می‌شود. آیا رسانه می‌تواند در انجام بایستگی اطلاع‌رسانی سویی را برگزیند؟ در این باره و در تاریخ رسانه‌ها دو دیدگاه ِ بیشتر شناخته‌‌شده وجود دارد. گزیده‌‌وار : دیدگاه نخست برآن است که رسانه صدای مردم است و باید بتواند سوگیرانه و در هر شرایطی در کنار مردمِ بماند. دیدگاه ِ دیگر این پایبندی را نمی‌پذیرند و در همه حال بر ناسوگیری رسانه‌ها پای‌‌‌می‌فشارد.

تنها رسانه‌های انقلابی نیستند که در انقلاب حضور دارند. نیروی کهن یا نیروی نویی که با فرجام های انقلاب همراه نیست و بدتر سیاست‌بازان در پی سهم‌خواهی نیز بودش دارند. بهره‌مند از آزادی‌ آن‌ها نیز در برابر دگرگونی راویان گونه‌ای خبر و واکاوری و روایت هستند. و گاه تنها کارشان ساختن روایت نادرست در برابر روایت حقیقت است. از رادیو مونیخ صدای نازیسم و نقش برجسته‌اش را فاجعه‌های ملی و جهانی تا رادیو هزار تپه‌ی نسل‌کشان روندا،تا صدا و سیمای جمهوری اسلامی در سرکوب اعتراض های مردمی و … همه نمونه‌هایی از رسانه‌های کین‌آفرین و نفرت‌پراکن و روایت‌گر ناراست و نادرست رخ‌دادها هستند. اینگونه بازشناختن راست از ناراست و در میانه‌ی برافروختگی و آسیمه‌سری دشوارتر از هر زمانی است. دریغ که در این باره راه‌یافتی معجزه‌آسا وجود ندارد. تاریخ رسانه پشتگرمی به ارزش‌هایی عموم بشری دارد از آن میان وجدان حرفه‌ای که باورمند به احترام به شعور و اعتماد مخاطب است، این اعتماد برای رسانه آسان بدست نمی‌آید، اما تنها سرمایه‌ای است که رسانه می‌تواند با حفظ آن رسانه بماند ونه تنها بنگاهی برای ثروت‌اندوزی و ابزاری برای پیشبرد سیاست‌ قدرت‌های سیاسی و اقتصادی. نگهبان این سرمایه موازین اخلاق حرفه‌ای است. تفاوت رسانه‌ی مستقل و آزاد و مدافع دگرگونی برای هم‌سودی همگانی با دیگر رسانه‌ها پایبندی به این موازین است.

افزون بر دودیدگاه ِ پیش گفته، باور سومی نیز درباره‌ی کارکرد رسانه وجود دارد که از آغاز پیدایش رسانه با آن زاده شده است. این دیدگاه رسانه را نهادی مستقل و آزاد می‌داند و به جای پرسمان ِ دوگانه‌ی سوگیری و ناسوگیری رسانه، سه کارکرد دمکراتیک، آگاهگرانه و مدنی را برای شناسه‌ی رسانه پیشنهاد می‌کند. کارکرد دمکراتیک، شرط لازم و ضروری وجود جامعه‌ای است که در آن شفافیت به‌عنوان عاملی تعیین کننده برای زندگی جمعی تعریف می‌شود. رسانه نگهبان شفافیت در جامعه است و پاک‌دستی ِ رسانه گام نخست تضمین این کارکرد در جامعه. کارکرد آگاهگرانه، تضمین کننده‌ی پذیرش امر اطلاع‌رسانی به معنای انتخاب دانستن برای دانستن انتخاب است و کارکرد مدنی، وظیفه‌ی سخنگویی جامعه مدنی است. این سه کارکرد تضمین دفاع از منافع و مصالح همگانی جامعه (در برابر منافع ملی یا گروه‌هایی از مردم) در برابر قدرت ( هر قدرتی که باشد سیاسی ، اقتصادی، مذهبی) برای دستیابی به حقیقت است.

اما رسانه‌های مستقل و آزاد افزون بر سه کارکرد پیش‌گفته، و برای تضمین وفاداری به این سه کارکرد در هر شرایطی باید بی‌جون‌وچرا پایبند به موازین اخلاق حرفه‌ای (Deontology) روزنامه‌نگاری باشد. دیدگاه سوگیری در«دفاع از مردم» و دیدگاه ناسوگیری در دفاع از «منافع ملی» ناگزیر بازدارنده‌ی رساندن چندصدایی بازیگران گوناگون در جامعه به ویژه در وضعیت انقلابی می‌شود. اینگونه وفاداری به جستجوی حقیقت را با چالش روبرو می‌سازد. این دو دیدگاه با همه تفاوت‌ها اما نمی‌توانند بدون شکستن پایبندی خود به موازین حرفه‌اخلاقی وظیفه‌ی روزنامه نگاری را انجام دهند. چرا که نه در خیال و نگر که در انجام روزنامه‌نگاری در کنار یا برکنار از مردم بودن، خود همراه شدن با گونه‌ای سیاست‌ورزی به سود یا ناسودبری جناح و گروهی اجتماعی است. این دو دیدگاه حمایت از خواست‌های مردم را که خود شناسایی کرده‌اند یا «منافع ملی» را که قدرت (هر قدرتی سیاسی، اقتصادی، اجتماعی) گزینش کرده است، تنها بایستگی رسانه و اطلاع‌رسانی می‌دانند و هر دو خواسته و ناخواسته نقش بنیادین انتقادی و حقیقت‌محور رسانه‌ها را نفی می‌کنند. اینگونه در فرازوفرودهای اجتماعی فعالانه در ساخت روایتی از انقلاب شرکت می‌کنند که برخاسته از نگرش سوگیرانه‌شان است نه روایت حقیقت راستینی یا داده‌ای(vérité factuelle).

گزارش‌گری راست‌انگارانه از انقلاب، از چرایی و چگونگی و راه‌یافت‌ها و تنگناها با حفظ فاصله از تب‌وتاب‌ها و پایبندی به حقیقت می‌تواند اقدامی انقلابی‌تر از آوازه‌گری سیاسی و کنشگرانه در انقلاب باشد.

روزنامه‌نگار کنشگر انقلابی یا گزارش‌گر انقلاب
در پایان قرن هجدهم روزنامه‌نگار را " هشدارگر عمومی" می‌نامیدند. اگر کارکرد آگاه‌گرانه‌ی‌ ِ رسانه بایستگی اطلاع‌رسانی به معنای انتخاب دانستن برای ممکن کردن دانستن انتخاب است. رسانه‌‌ی آزاد با «هشدارگران عمومی‌اش» پیش از هر امری، با آگاه‌گری وظیفه‌ی دفاع از منافع همگانی را برعهده می‌گیرد، جامعه را بر مشکل‌های‌اش در درون و بیرون آگاه می‌کند، با نقد و واکاوی نسبت به آن‌ها حساسیت می‌آفریند و به راه‌یافت‌ها فرصت می‌دهد. هر آنچه را که دانسته و یا نادانسته به فراموشی سپرده می‌شود، يادآور می‌شود. این‌گونه در برابر رخ‌دادهای بحرانی با اطلاع‌رسانی درست مسئولیت جمعی به وجود آورد و.... هشدارگر عمومی و رسانه‌اش، حافظ اصلی به‌گزینی و سلامت همه‌ی جامعه است.

روزنامه‌نگاری که در روزهای جوش و خروش در جامعه بر این باور است که جزیی از مردم است و باید همراه مردمش در این برافروختگی شرکت داشته باشد، اگر این همراهی را با با کنش‌گری تبلیغی انجام دهد دیگر گزارش‌گر روایت راستین انقلاب نیست. ترابری منافع حزبی و گروهی پاره‌ای از مردم را برعهده گرفته است. گزارش‌گری راست‌انگارانه از انقلاب، از چرایی و چگونگی و راه‌یافت‌ها و تنگناها با حفظ فاصله از تب‌وتاب‌ها و پایبندی به حقیقت می‌تواند اقدامی انقلابی‌تر از آوازه‌گری سیاسی و کنشگرانه در انقلاب باشد.

انقلاب را تنها کسب یا حفظ قدرت دیدن و در این میانه سویی را برگزیدند کار کنشگر سیاسی است. روزنامه‌نگار افزون بر گزارش‌گری انقلاب، پرسش‌گر چرایی‌ها برای پیش کشیدن و ژرفا بخشیدن به خواست‌ها نیز هست. سوگیری او سست کردن اعتماد عمومی به هشدارگری عمومی به سود منافع همگانی است.
چهره‌ی «روزنامه‌نگار انقلابی» تجسم تنش میان اطلاع‌رسانی و پایبندی است. اخلاق حرفه‌ای بستری را فراهم می‌کند که سازگاری استقلال و پایبندی را ممکن می‌کند. تنها پایبندی به اخلاق حرفه‌ای است که می‌تواند روزنامه‌نگار را از گزند سوگیری و آوازه‌گری سیاسی برهاند. موازین حرفه اخلاقی تنها بررسیدن سرچشمه‌ها، جدایی میان خبر و نظر و نپذیرفتن هرگونه دستکاری نیست. که پایبندی به اصل نخست مهمترین منشور روزنامه‌نگاری جهان، منشور مونیخ است که نخستین وظیفه روزنامه‌نگار را « وفاداری به حقیقت با هر نتیجه‌ای که برای او در پی داشته باشد ….» می‌داند. مردم بدور از معنای توده‌واری از خطا بری نیستند به‌ویژه در بحران‌ها و برافروختگی‌های اجتماعی، روزنامه نگاری که در این هنگام‌ها چشم بر وظیفه‌ی اطلاع‌رسانی خود به دلیل همراه بودن با مردم ببندد، نه تنها روزنامه‌نگار نیست که در سوی دگرگونی بنیادین و مردم هم نیست! روزنامه نگار در انقلاب بی‌طرف نیست! سوگیری او به سود حقیقت است.

انقلاب‌ها و اعتراضات در عصر اینترنت و شبکه‌های اجتماعی
پیشرفت تکنولوژی در نیمه اول قرن بیستم با رادیو (١٩٣٠) و تلویزیون (١٩٥٠) اطلاع‌رسانی را به درون خانه‌ها کشاند. که خود کارستانی بود برای کاهش سایه تهدید و سانسور یا دست‌کم تغییر گونه‌های از سانسور. این دو رسانه در پیروزی انقلاب‌های آزادیبخش پس از جنگ جهانگیر دوم پیامدهای شگفت‌آوری داشتند از الجزایر تا کوبا و از ویتنام تا آفریقا، افزون بر آگاه‌گری در درون این کشورها در خارج از مرزها نیز در روشنگری از سرکوب و جنایات انجام شده نقش مهمی ایفا کردند. با گسترش ابزار جمعی اطلاع رسانی، سانسور عمومی کمتر و نقش رسانه در انقلاب‌ها اثرمندتر شد.
پیدایش اینترنت و شبکه‌های اجتماعی چشم‌انداز رسانه‌ای انقلاب‌ها را تغییر داده است. انتشار اطلاعات به‌هنگام امکان سازماندهی جنبش‌های خودجوش را می‌دهد. بهار عربی (۲۰۱۰-۲۰۱۲)، تظاهرات هنگ‌کنگ (۲۰۱۹) یا جلیقه‌زردها در فرانسه نشان‌دهنده این توانایی رسانه‌های رقمی است. شبکه‌های اجتماعی گاه نقش توان‌بخشی را ایفا می‌کنند، اما چالش‌هایی چون گسترش خبرهای برساخته و اطلاعات ناراست، قطبی کردن جامعه را نیز درپی دارد.
رسانه‌ها به‌ویژه شبکه‌های اجتماعی به همان میزان که با «هشتگ‌های سرنوشت‌ساز» می‌توانند اثرمندی مثبتی بر جنبش داشته باشند از آن میان آگاهگری بیشتر شهروندان، به مانند تجهیز مسالمت آمیز شهروندان (تونس، مصر)، به همان پیمانه می توانند تاثیری منفی نیز داشته باشند، به ابزار پروپاگاندا تبدیل شوند، چون در میانمار که از شبکه‌های اجتماعی برای گسترش نفرت علیه اقلیت روهین‌گیا استفاده شد.

سخن آخر
رسانه و روزنامه‌نگار زمانی می‌توانند در یک انقلاب نقشی اثرمند ایفا کند که رسانه‌ای مستقل و آزاد باشد و خبرنگاران‌اش پایبند به موازین حرفه‌اخلاقی. در امروز چالش بزرگ ِ رسانه‌ها وابستگی آن‌ها به قدرت‌های سیاسی و اقتصادی است. امروز در جهان بیش از نود درصد رسانه‌های بزرگ را اولیگارک‌هایی در چنگ دارند، که بیش و پیش از هم‌سودی همگانی جامعه در تلاش برای سود و ثروت‌اندوزی بیشتر هستند. در جهانی که آزادی اطلاع‌رسانی از سوی رسانه‌های همین الیگارک‌های مالک صنایع بزرگ از آن میان صنایع نظامی هستند، تهدید می‌شود که انحصار متمرکزی بر گروه‌های رسانه‌ای ( تلویزیون، رادیو، روزنامه‌ها، پلاتفرم، وب‌سایت‌ها) و خود صاحبان صنایع بزرگ از آن میان نظامی، بانک‌ها، و ساختمان سازی و...هستند، هوشیاری در برابر ایفای نقش برخی رسانه‌ها حتا در انقلاب‌ها نیز امری بایسته است.


پانویس‌ها :
Martin, Jean-Clément. La Révolution française. Paris : PUF, 2016.
Bellanger, Claude. Histoire générale de la presse française. Paris : PUF, 1969.
Vovelle, Michel. La Révolution française expliquée à ma petite-fille. Paris : Seuil, 1999.
وب‌سایت کتابخانه ملی فرانسه (BNF).
https://ir.voanews.com/a/world-media-freedom-day-iran-1979-revoloution/6552805.html
Pierre Serna ttps://www.persee.fr/doc/ahrf_0003-4436_2007_num_347_1_3533_t1_0211_0000_2
Reporters Sans Frontières (RSF).

كارنامه